ای خوش آن آتش رخشنده کز آئینه صبح
می برد شعله آن رنگ شب یلدا را
" جامی "
یلدا مبارک

جانم را در طبق گذاشته بودم ، برایت
ورق که بزنی
دفتر وجودم را!
خواهی دید
دست خط سیاه ریایت
بر صفحه سپید تنم
هنوز
چون خون رگانم
جاریست
شبنم شیروانی
ترا که می خوانم ...
دل می گیردم
بغض می شکندم
اشک می باردم
..
ترا که می خواهم !
کاش خواستنی در کار نبود
این وقت است که کبکم خروس می خواند
شبنم
من یه نی نیه، نانازم
تو بمیری خیلی نازم
یه حباب شبنونه ای
زندگیمو به نم زده
شاید همین دلیلشه؟
شعر غمو رقم زده!
ارادتمند- شبنم
کز کرده ای
خالی شدی ؟
از هر چه بود!!
یا پری هنوز؟؟
شبنم
ابراهیم ِ نفس ِ من
اسماعیل ِ شعرم را
به قربانگاه ِ سکوت
آورده است
آیا ؟؟
حلقومش را خواهد برید
به تیغ ِ مراقبه اش!!
که دیگر
دم نزند، قلم نزند
حتی قدم نزند!
در وادی ِ ناکجا آباد ِ خواستنی اش؟
شبنم

اینو از یه آدرسی که برام تو مسنجر گذاشته بودن پیدا کردم
ببخشید یادم رفت آدرسشو ذخیره و لینک کنم
آب در هاون خویش کوفته ایم عمر بی حاصل خود سوخته ایم
نرد عشقی به کسی باخته ایم با غم بی ثمری ساخته ایم
گرچه با اهل جهان کاری نیست اندکی در بن ما باری نیست
بهر ماندن به سرا جائی نیست زنده ماندن به عبث تابی نیست
عمر خود دود بکردیم که رفت ذره ای مهر بکردیم که رفت
در دل خلق خدا هیچ نرفت بی خود از خویش بریدیم که رفت
امشب از سفینه ی زمین
پرتاب می شوم
به سمت ِ فضای نادیده ی تبشیر
خلسه وار
و جام ِ تهی بوده ی تنم، لبریز
کج شده ، سر ریز ، می ریزد
درون ِ دهان ِ شیر
می بلعد ... تمام ِ موجودیت ِ مرا
نیست می شوم ، نیست
اما کیست ؟؟
آنکس که می گریزد
در دشت ِ تن ِ تفدیده ی نخجیر
دست می برم به عجزی در التماس
آهوی روح ِ مرا مگیر!!
بگذار تب کنم
به شوق ِ دیدنت ،تبگیر ،ای تقدیر
2
..خدایا نمی بخشمت
چقدر !!
مامور قبض ِ روح در جهان داری
..
شبنم
مرا از خویشتن وا کن
که گم گشتم به دیروزم
کمی هم ز َهره پیدا کن
به دندان این گره وا کن
تو پیدا کن هویدا کن
شب.نم
می بینم
نباید کوتاه آمد
در برابر کلمات کاری ات
کلماتی می کارم دراین کارستانت
مشق مرا هم خط بزن استاد ِ کلمات ِ کاری ام
می شناسی ام که ..منم کودک ِ این دبستانت
سوال استاد:ـ هيچ كس آنجا كه بايد باشد نيست، شما كجاييد؟
جواب شاگرد:
همین جا نشسته ام
درختی ام زیر ِ سایه ی شما!!
شبنم شیروانی






