تبليغاتX
درخت دانایی


 

من که هستم

هیچ کس

در هیچ جا

دانشم هیچ

و تواناییم هیچ

کارم از این ادعا

در پیچ و پیچ

هر شبی هذیانه می گویم

ولی

هیچ کس بیدار نیست

تا بخواند دفترم را

هیچ بار

شاید اما من کرولالم

که بیش

می زنم فریادهایی

در درون

های خاموشم کنید

آتشی هستم

نباشد  هیچ گاه

طرد حتی

یا فراموشم کنید.

 

شبنم شیروانی

**************

 

عشق واژه دوست داشتنی است که

همه به خود اجازه می دهند

از آن استفاده کنند

در واقع آن را دستمالی کنند

مثل دستمال

بعضی ها با آن اشک چشمهایشان را پاک می کنند

 وقتی غمگین اند

 

بعضی ها آن را تا می کنند و توجیب شان می گذارند

برای روز مبادا

 

بعضی ها هم یک بار از آن استفاده می کنند

و می اندازندش دور

 

بعضی ها مکررا آن را استعمال می کنند

هم خودشان و هم به دیگران قرض می دهند

و همینطور چرک شده نگه می دارند

برای استفاده های بعدی

 

بعضی ها آن را فقط یکبار

 به یک نفر در زندگی شان هدیه می کنند

 

امان از دست بعضی ها که

هر روز آن را به توالت هایشان می برند و

....

 

بعضی ها هم مثل من آن را قاب می گیرند و

 یادگاری نگه می دارند

چرا که خیلی مقدس است .

 

***************************

سخن از عشق می گویی دروغ است

کدام عشقی که اینجا بی فروغ است

 

***************************                          

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت 6:42  توسط شبنم شیروانی  | 



برگی از نوشتارهای چارلی چاپلين به دخترش ژاکلين:

 اسم من چاپلين است با همين نام چهل سال مردم روی زمين را خنداندم وبيشتر از آنچه آنان خنديدند خود گريستم 

           زندگی فقط موسيقی ورقص وآواز نيست

           نيمه شب که از سالن آمفی تآتربيرون ميآيی تحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن.وحال آن راننده تاکسی را بپرس   حال زنش را بپرس  واگر آبستن بود  وپولی  نداشت تا برای بچه اش لباس بخرد "  چک بکش وپنهانی توی  جيب شوهر او بگذار . به نماينده خود در بانک پاريس دستور داده ام فقط اين نوع چکهای تورا بی چون و چرا قبول کند اما برای خرجهای ديگرت بايد صورتحاب بفرستی.      

       گاه وبيگاه با اتوبوس و با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن ودست کم روزی يک بار بگو: من از آنان هستم.تو يکی از آنان هستی .

     دخترم: هنر پيش از آن که دو بال " دور  پروازبه آدم بدهد  اغلب دو پای او را نيز می شکند.

     دخترم: من خواهم مرد و تو خواهی زيست. اميد من است که هرگز در فقر زندگی نکنی. اما اگر هرگاه دو فرانک خرج کردی با

     خودت بگو: دومين سکه مال من نيست. اين مال يک فرد گمنام است که به آن محتاج است.

     برای پيدا کردن فقيران نياز به جستجو نداری .

    اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خوب خواهی يافت.   

            دل به زر و زيور دنيا نبند

           زيرا بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است وخوشبختانه اين الماس بر گردن همه می درخشد 

            اينها را گفتم اما بدان من پيرمردم وشايد که  حرفهای خنده دار ميزنم.

            ولی بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال 10 سال پيش باشد. مال دوران پوسيدگی؟. اين 10 سال تورا پيرتر نخواهد کرد؟؟؟  

از چارلی چاپلين پرسيدند خوشبختی چيست؟                                                                                                                      

گفت: فاصله ميان بدبختی اول با بدبختی دوم.     

دردنيا جای کافی برای همه هست " پس بجای اينکه جای

      کسی را بگيری سعی کن جای خودت را پيدا کنی.

                                                 بخاطرارسال این پندهای حکیمانه حمیده جان متشکرم

 

 

   

+ نوشته شده در  جمعه 22 تیر1386ساعت 11:22  توسط شبنم شیروانی  | 



http://www.esnips.com/webfolder/7e199b64-b5f3-44f5-95ae-638da2a259c9
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 13:23  توسط شبنم شیروانی  | 



       فیلتر مثل یک شمشیر دو دم می ماند در هر مقوله ای که  استفاده شود هم فیلتر کننده آسیب می بیند و هم فیلتر شونده.

   در جریان فیلترینگ اخیر در این سایت خشک و تر  داشتند با هم  می سوختند همه شما ها دیدید ترها وقتی می سورند بوی بد و مشمئر کننده ای ایجاد می کنتد و دود ناشی از آنها ریه سالم بازمانده ها را اذیت می کند در عوض خشک ها آرام و معصومانه می سوزند و هرم حاصل از این سوختن شاید تا یک مدت خوشایند بیاد اما گرمای بیش از حدی که ایحاد می کندمثل  تب تندی می ماند که احساس سلامت و امنیت را در بازمانده ها کاهش می دهد از آن گذشته آتش زیر خاکستر  این سوختن ها فاجعه آور است لب مطلب اینکه متولیان مخابرات عزیز طرح خوبی را اجرا نکردید . حتی اگر یک نیت خیر خواهانه پشت این قضیه خوابیده باشد به ایجاد فضایی مسموم دامن می زند و باز مردود است .  

ارادت مند همه اندیشه های آزاد و طالبان آزادی شبنم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 8:27  توسط شبنم شیروانی  | 



شبنم

      

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 7:55  توسط شبنم شیروانی  | 



Thoughts of the men

When we are born, our mothers get the compliments and the flowers.
When we are married, our brides get the presents and the publicity.
When we die, our widows get the life insurance.
What do women want to be liberated from?

writer:SAMI,PAKISTAN

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 13:53  توسط شبنم شیروانی  | 



FROM MY FRIEND SAMI,PAKISTAN

A Man was walking down a street when he heard a voice from behind, "If
you take one more step, a brick will fall down on your head and kill you."
The man stopped and a big brick fell right in front of him. The man was astonished.
He went on, and after a while he was going to cross the road. Once again
the voice shouted, "Stop! Stand still! If you take one more step a car will
run over you, and you will die." The man did as he was instructed, just as
a car came careening around the corner, barely missing him.
The man asked. "Who are you?"
"I am your guardian angel," the voice answered.
"Oh, yeah?" the man asked "And where the hell were you when I got
married?"

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 13:44  توسط شبنم شیروانی  | 



"Man is the only animal that can remain on friendly terms with the victims he intends to eat until he eats them."--Samuel Butler


"The first casualty when war comes is truth."--Hiram Warren Johnson

 
"If the fool would persist in his folly, he would become wise."--William Blake


"The only interesting answers are those which destroy the questions."--Susan Sontag


"Experience is not what happens to a man, it is what a man does with what happens to him."--Aldous Huxley.

 

From The Derby Abbey Community News:
'We apologize for the error in the last edition, in which we stated that ' Mr Fred Nicolme is a Defective in the Police Force' . This was a typographical error. We meant of course that Mr Nicolme is a Detective in the Police Force.'

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 13:20  توسط شبنم شیروانی  | 



http://thumb17.webshots.net/t/55/455/1/95/62/2752195620101532937pCPtHG_th.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 تیر1386ساعت 7:56  توسط شبنم شیروانی  | 



مادرم عین گل لبخنده

حرکاتش دو هزارون پنده

مادرم قشنگه چون یه تیکه ماه

مثل یک چراغی تو کوره راه

وقتی که غم تو دلم خونه کنه

یا که آبجی کوچیکم بونه کنه

مهربونی از چشاش پر می زنه

به دل کوچیک ما سر می زنه

فقط او حلال مشکلای ماست

بله اون هدیه ای از سوی خداست


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 8:18  توسط شبنم شیروانی  | 



سلام ای شعر ای بهتر ز بابا

مرا تو می شناسی سخت حالا

من و تو

دوستی ها مان هی هی !!

نگو یادت نمی آید

کجا  ؟ کی ؟

+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 8:6  توسط شبنم شیروانی  | 



ما انسانها موجوداتی هستیم ناقص همه چیر داریم اما نه به غایت و اگر چیزی را به غایت بطلبیم دیگر همه چیز را نخواهیم داشت ما جب نفس داریم اگر دیگری را بیش از خود دوست داشته باشیم دیگر حب نفس نداریم در این صورت با معادلات زمینی نمی توانیم زندگی کنیم شاید دیده باشی بعضی ها را که آسمانی می شوند و گستره زمین برایشان تنگ است البته برخی یک پا روی زمین دارند تا یک دست در آسمان ببرند . اینها نه زمینی اند و نه آسمانی . خیلی طول نمی کشد که اینها هم مجبورند یکی را انتخاب کنند یا زمینی شوند و یا آسمانی . باور کن تعلق نداشتن به هیج کجا ترسناک است و این ترس ها سراغ همه ما انسانها در طول زندگی آمده و یا خواهد آمد .

+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 7:59  توسط شبنم شیروانی  | 



+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 22:9  توسط شبنم شیروانی  | 



اگر عزیزترین موجود زندگی شما در پرتگاهی قرار گرفته باشد وناگهان سقوط کند و شما در کسری از ثانیه موفق به گرفتن یک  دست او باشید سرانجام چه می کنید ؟

پاسخ های احتمالی شما :

الف – تمام توانم را جمع می کنم و دست او را محکم نگه می دارم تا نیفتد.

اگر نتوانم او را بالا بکشم . خود نیز با او پرت می شوم .

اگر نتوانم او را بالا بکشم هنگامی که امکان سقوط خودم نیز هست  دست او را رها می کنم .

ب-

1- چون او خود مقصر است . دنگش نرم می گذارم سقوط کند .

2- چون او را عزیز می دارم قبل از سقوط او خود را پرت می کنم تا بی او زنده نمانم .

  • با کدام یک موافقید؟

ج- آیا شما راه حل دیگری دارید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 21:59  توسط شبنم شیروانی  | 



our life
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 0:49  توسط شبنم شیروانی  | 



جوانان میهن ما سرمایه های ملی ما هستند در جفظ

سلامت روان و پرورش فکر و جان آنها کوشا خواهیم بود .

انجمن جوانان سرآمد

جمعیت همیاری سلامت روان کرج

به مناسبت هفته مبارزه با مواد مخدر ۲تا۷ تیرماه انجمن جوانان سرآمد با همراهی جمعیت همیاری سلامت و روان کرج اقدام به برگزاری پایگاه اطلاع رسانی و نمایشگاه نموده است .

آدرس : کرج باغستان خ ۱۹ غربی پلاک ۲۲ انجمن جوانان سرآمد

زمان :۲-۷ تیرماه سال ۸۶ 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 تیر1386ساعت 16:59  توسط شبنم شیروانی  | 



There was a blind girl who hated herself just because she's blind. She hated everyone, except her loving boyfriend. He's always there for her. She said that if she could only see the world, she would marry her boyfriend. One day, someone donated a pair of eyes to her and then she saw everything, including her boyfriend. Her boyfriend asked her, "now that you can see the world, will you marry me?" The girl was shocked when she saw that her boyfriend is blind too, and refused to marry him. Her boyfriend walked away in tears, and later wrote a letter to her saying. "Just take care of my eyes dear." This is how human brain changes when the status changed. Only few remember what life was before

+ نوشته شده در  شنبه 2 تیر1386ساعت 20:27  توسط شبنم شیروانی  | 



PacoteDeBiscoitosjPacoteDeBiscoitosj...Hosted by eSnips">اسلاید
+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 15:26  توسط شبنم شیروانی  | 



خوشه های تنهاییb9460270-a48a-4aeb-90d3-d5702d968be1 

 

http://www.esnips.com/doc/582e3478-0e0b-4069-be47-de8f87185d81/post1

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 15:21  توسط شبنم شیروانی  |